محمد ابراهيم سبزوارى

46

شرح گلشن راز ( فارسى )

[ حقيقت واحده : ] جهان خلق و امر آنجا يكى شد اين فرد تأكيد است از جهت فرد پيش . چه فهميدى كه عالم امر اشاره به عالم عقول مجرّده و ارواح بسيطه است ، « 1 » و عالم خلق اشاره به عالم مادّه است « 2 » و صورت . مىفرمايد كه موجودات عالم خلق را در حركات استكماليه‌شان در نهايت قوس صعود كه مقام وصول كلّ است به غايت الغايات ، نوع اتّصال و اتّحادى محقّق شود به عالم امر ، كه أشدّ باشد از اتّحاد غمزه‌ى چشم به چشم ، يا از اتحاد صنعت يد به يد ، يا از طلاقت لسان به لسان ، يا از اتصال اجزاء به كل - كه در جزء ببين كل را - و يا از قبيل اتصال شعاع شمس به شمس . و دلالت بر اين مطلب دارد حديث شريف : « أنّ روح المؤمن لأشدّ اتّصالا بروح اللّه من اتّصال شعاع الشّمس بالشّمس » . و اين‌گونه اتصال همه وقت محقق است و منحصر به وقتى دون وقتى نبوده و « 3 » نيست ؛ اما اگر نظرت به جانب فاعل باشد . كما قيل : « اتّصالى بىتكيّف بىقياس * هست ربّ النّاس را با جان ناس » ولى از جانب قوابل كمال امتياز و اختلاف و افتراق را دارند . نظير « 4 » اين مطلب را مشاهده نما در نور شمس كه نسبت به فاعلش كه قرص شمس باشد واجد يك نور و يك ظهور و يك رنگ است ، اما نسبت به قوابل متكثره و الوان مختلفه ظهورات متفنّنه و مراتب متفاضله دارد ، بعضها

--> ( 1 ) . شا : ( است ) را ندارد . ( 2 ) . پا : ( است ) را ندارد . ( 3 ) . پا : ( نبوده و ) را ندارد . ( 4 ) . شا : مثل